وقتی به زندگی مشترک فکر میکنید، میبینید که هر زوجی در هر رابطهای مستعدِ شکست و ناکامی است. محال است 100% مواقع با همسر خود ارتباطی عواطفی داشته باشید. دکتر گاتمن در کتاب خود، تحت عنوان «علم اعتماد» میگوید که زن و شوهرها تنها ۹٪ از مواقع، ارتباطی عاطفی دارند، یعنی ۹۱٪ از مواقع در دوران ازدواج، احتمالِ سوءتفاهم وجود دارد.
اما مشکل اصلی شکست و ناکامی نیست. حتی مادری که نمیتواند 50% مواقع پاسخگو و در دسترسِ فرزندش باشد، میتواند در فضای خانواده کودکی را پرورش دهد که به بزرگسالی سالم و دارای روابط سالمی تبدیل شود. به قولِ دونالد وینیکات (روانکاو نامدار): چیزی که میان «مادران بد و خوب» تفاوت ایجاد می کند، این نیست که یکی اشتباه می کند و دیگری نه، بلکه در نحوۀ برخورد آنها با اشتباهات است. شیوهای که کودک با ناکامیها و فراز و فرودهای زندگی روزمره کنار میآید ارتباط مستقیمی دارد با میزان فضای امن ارتباطیِ ایجاد شده توسط پدر و مادر و همچنین روشی که آنها اشتباهات خود را اصلاح می کردند.
ارتکابِ اشتباه، در روابط عاشقانۀ ما تعیینکننده نیست. تفاوتِ زوجهای خوشبخت و ناکام این نیست که زوجهای خوشبخت اشتباه نمیکنند؛ همة ما اشتباه میکنیم. آنچه زوجهای موفق را از ناموفق متمایز میکند، شیوۀ بازسازی رابطه مشترک است.
بازسازی؛ کلید موفقیت در ازدواج
فرقی نمیکنددر خانواده چقدر احتیاط کنید، بالاخره روزی شکافی در رابطۀ خود ایجاد میکنید. حتی در ازدواجی خوب، زوجها گاهی:
• بحثهای تندوتیز و ناخوشایندی دارند.
• به همدیگر نیش و کنایه میزنند (تأثیر تحقیر شدگی بر ازدواج)
• عیبجویی کرده (تأثیر عیبجویی بر ازدواج - بخش اول) و حالت دفاعی میگیرند (تأثیر حالت دفاعی گرفتن بر ازدواج)
• سرد و بیتفاوت میشوند (تأثیر بیتفاوتی بر ازدواج - بخش اول)
زوجهای موفق همان کارهای زوجهای ناموفق را انجام میدهند، با این تفاوت که دستۀ اول از طریق گفتگو بر عوامل اختلاف در خانواده و در زندگی مشترک، فائق میآیند. تفاوتِ زوجهای موفق و ناموفق در این است که زوجهای موفق واقعاً روابطِ خود را بازسازی میکنند.
این زوجها آمادهاند تقصیر خود را در اختلافات بپذیرند و بهاینترتیب میتوانند روند بازسازی رابطۀ خود را آغاز کنند. در واقع درک میکنند که ازدواج و زندگی مشترکشان از مشکلِ پیشآمده، مهمتر است.
هدفِ بازسازی این است که بفهمیم کجا اشتباه رخداده و چگونه میتوانیم گفتگوی بعدی خود را به نحوِ سازندهتری پیش ببریم.
چگونه ازدواج خود را به طور مؤثری بازسازی کنیم؟
دکتر گاتمن تلاش زوجها برای بازسازی رابطۀ خود را در آزمایشگاهِ خود، موسوم به «آزمایشگاهِ عشق» تحلیل کرده و این پرسش را مطرح میکند: «افراد چگونه تلاش میکنند اوضاع را بهتر کنند؟»
پس از بررسی بیش از ۳۰۰۰ زوج، گاتمن به این نتیجه رسید که شیوۀ تلاش برای بازسازیِ رابطه لزوماً ارتباط مستقیمی با موفقیتش ندارد. برخی از افراد خیلی قشنگ برای بازسازی ازدواج خود تلاش میکنند، اما همسرشان اصلاً متوجه نمیشود، در حالی برخی دیگر به شیوهای ناشیانه تلاش میکنند و جواب هم میگیرند.
در یکی از این بررسیها، دکتر گاتمن دید که یک شیمیدان و همسرش دربارة کموکیف شغل او صحبت میکردند. آقای شیمیدان نمیدانست دقیقاً کی برای شام به خانه باز خواهد گشت.
زن گفت: «خوب، بچهها گرسنه میشوند ولی نمیخواهند بدون تو شام بخورند بهخاطر همین شلوغ میکنند و من باید با آنها سروکله بزنم.»
شوهر جواب داد: «چرا چیزی برای تهبندی به آنها نمیدهی؟»
زن به او نگاه کرد جوری که انگار میگفت، فکر میکنی احمقم؟ البته که چیزی برای تهبندی به آنها دادهام.
بعدازاین واکنش زن، شوهر فهمید که باید جبران کند، پس لبخندی به پهنای صورتش تحویل زنش داد. همین لبخندِ ساده تلاشِ مرد برای بازسازی بود.
زن خندهاش گرفت؛ تلاشِ مرد مؤثر بود و روندِ مخرب گفتگو را عوض کرد.
«دوستی» برای بازسازی مؤثر ضروری است
دکتر گاتمن تا پیش از بررسی شرایطِ فیزیولوژیکی طرفی که مخاطبِ بازسازی است، نمیدانست که سلاح پنهانِ زوجهای موفق چیست. تفاوت واقعی میان زوجهایی که رابطۀ خود را بازسازی میکنند و زوجهایی که نمیتوانند در جوِّ عاطفی میان آنها است. بهعبارتدیگر، زمانی تلاش شما قرین توفیق خواهد بود که واقعاً دوست خوبی برای همسرتان بوده باشید، خصوصاً همین اواخر.
با انجام رفتارهای خوب و ابراز قدردانی از همسرتان، حساب سپردۀ عاطفیتان پربارتر کنید (رازِ ازدواجی کامیاب؛ توجه کردن به یکدیگر). اگر در زندگی مشترک با هم تفاهم داشته باشید، رابطۀ شما در برابر طوفانِ اجتنابناپذیر ناملایماتِ زندگی مقاومتر خواهد بود. اما اگر نسبت به هم بیاحترامی، بیادبی و بیتوجهی کنید، تلاشهای بعدی شما برای احیای رابطه شکست خواهد خورد. وقتی اوضاع پیچیده میشود، مهمترین عامل در بازسازی رابطه، کیفیت دوستی است. تأثیر تلاشهایی که در خانواده برای احیای رابطه مشترک صورت میگیرد به شیوۀ بیان یا پیچیده بودنشان نیست. هر شیوۀ صادقانهای جواب میدهد، به شرطی که زن و شوهر رابطۀ خود را بر شالودۀ درستی بنا کرده باشند.
زن و شوهرها میتوانند با مدنظر قراردادن سه اصل اول کتابِ «هفت اصل موفقیت در ازدواج»، پیوند دوستانهای بسازند که به لطف آن، سادهترین تلاشهای احیای رابطه، مثلِ همان لبخندۀ سادۀ آقای شیمیدان، کار کند.
اصل اول) جهانِ همسر خود را بشناسید
با پرسیدن سؤالات و بهخاطر سپردن پاسخها، جهانِ همسر خود را بشناسید و همین که چیزها در گذر زمان عوض میشوند نقشۀ عشق، پسند و ناپسندهای همسرتان، را بهروز کنید.
اصل دوم) تحسین و ابراز محبت کنید
تحسین و محبت خود را همراهِ ابراز علاقه و توجه به همسرتان بروز دهید. بگویید که به او افتخار میکنید، از او تعریف کنید و بابت همۀ کارهایی که برای شما انجام میدهد از او تشکر کنید.
اصل سوم) به او توجه کنید
به تلاش ارتباطی و احساسی همسرتان واکنش نشان دهید. دستان او را بگیرید. به سؤالاتش پاسخ دهید. از او نظر بخواهید. به شوخیهایش بخندید و با او ارتباط چشمی برقرار کنید.
جمعبندی
سلاح پنهان زوجهای موفق توانایی معجزهآمیزِ آنها در اشتباهنکردن و شکستنخوردن نیست، سلاح پنهان آنها توانایی آنها در بازسازی و احیای رابطه مشترک، پس از شکست و ناکامی است. اما این توان بازسازی از کجا میآید، زوجهایی میتوانند رابطۀ خود را پس از هرگونه ناملایمتی احیا کنند که جوّ دوستانه و عاطفی میان آنها وجود دارد، اما چگونه این جوّ دوستانه را بسازیم؟
ما 3 گام پیشنهاد می کنیم: 1- جهانِ همسرتان را بشناسید، 2- او را تحسین کنید و قدردانش باشید و 3- او را در مرکز توجه خود قرار دهید.
منبع
این مطلب برگرفته از مقالۀ «Repair is the Secret Weapon of Emotionally Connected Couples» از وبگاه «gottman» است.