14 دلیل برای بچه‌دارشدن | بخش اول

۰۲ مرداد ۱۴۰۳ - ۰۲:۲۴
14 دلیل برای بچه‌دارشدن | بخش اول

شب‌های بی‌خوابی، ماه‌های درگیری باحالت تهوع، تمیزکردن بچه و عوض‌کردن پوشک؛ حالا به همه این‌ها فشار اقتصادی و سبک زندگی جدید را نیز اضافه کنید. داشتن بچه یعنی همه این‌ها و حتی مشقت‌های بیشتر. خب شاید این سؤال پیش آید که چرا مردم هنوز هم مشتاقانه خواهان بچه‌اند؟

چطور هنوز هم دلایل زیبایی برای بچه‌دارشدن پیدا می‌کنند؟ با وجود همه تبلیغات علیهِ فرزندآوری تا فرزندتان به دنیا نیاید، نمی‌دانید واقعاً چه چیزی به دست آورده‌اید. لحظاتی می‌آیند که خواهان هیچ‌چیزی بیشتر از فرزندی از آن خود نیستید.

بچه‌دارشدن شاید مورد اختلاف شما و همسرتان باشد (شش موضوعی که پیش از ازدواج باید بر آن‌ها به توافق رسید) اما برخی والدین اعتراف کرده‌اند که پس از ازدواج و داشتن شغل و روابط اجتماعیِ مطلوب، به نقطه‌ای در زندگیِ خود رسیدند که چیزی بیشتر از در آغوش گرفتن بچۀ خود نمی‌خواستند.

 

 

1. تجربۀ زیباترین احساس، در آغوش گرفتن نوزادِ خودتان 

افرادی که برای اولین‌بار نوزادی را در آغوش گرفته‌اند، می‌توانند بر این دلیل صحه بگذارند. زندگی مشترک به مرحله‌ای خواهد رسید که زوج‌ها می‌خواهند نوزادی را که از گوشت و پوست و خونِ خودشان ساخته شده در آغوش بگیرند و با اعماق قلبشان به او عشق بورزند.

خانم میسرا، که یک مهندس خبره در زمینه رایانه است، حالا پس از 10 سال از ازدواجش، بچه‌دار شده است. او تصمیم گرفته بود که بارداری را به تأخیر بیندازد چرا که می‌خواست در درجۀ نخست روی شغلش تمرکز کند.

حالا، از زبان خودش بخوانید: «اما وقتی پسرم را پس از تولد روی سینه‌ام گذاشتند و  او را برای شیردادن به من سپردند، توضیحِ سیل احساساتی که در قلبم جاری شد، امکان‌پذیر نیست. تجربۀ آن احساس برای بچه‌دارشدن کافی بود.»

 

2. مستحکم شدن ازدواج

کودک بهترین‌ها را برای پدر و مادرش به ارمغان می‌آورد (البته فراموش نکنید اینکه کودکی می‌تواند ازدواجی در حال فروپاشی را نجات دهد، صرفاً افسانه است). یک دلیل قابل‌قبول برای به‌دنیاآوردن فرزند، این است که با این کار رابطه شما و همسرتان چند سطح بالاتر می‌رود.

احساس تکامل و رضایتمندی چیزی است که با افزودن عضوی جدید به خانوادۀ خود، خواهید داشت. زوج‌ها بعد از تولد نوزادشان، تجربۀ جدیدی از رابطه مشترک خود دارند، این فرزند آن‌ها را به تعامل بهتر به‌مانند یک تیم ترغیب می‌کند.

نحوة برخورد زن و شوهر با نوزادی جدید، تقسیم ساعات خواب و بیداری و غذا و تعویض پوشک، حاکی از چیزهای زیادی درباره تعامل و همراهی زن و شوهر است. همراه با ورود فرزند جدید، زوج‌ها توانایی‌های تازه خود را کشف می‌کنند.

 

3. معنادار شدن زندگی 

قبل از بچه‌دارشدن، به‌احتمال زیاد تعدادی بحران‌های فلسفی درباره زندگی، مرگ و بی‌معنایی از سر می‌گذرانید. مثلاً از خود می‌پرسید آیا همه این دست‌وپازدن‌ها برای زندگی ارزشش را دارد؟ به قول کامو: «تنها یک سؤال فلسفی واقعاً جدی وجود دارد و آن پرسش از خودکشی است.»

اما بعد از داشتن فرزند، متوجه می‌شوید که سؤال‌های دیگری نیز وجود دارند: آیا عروسک‌ها روح دارند؟ آیا در انتهای باغچه جن و پری وجود دارد؟ این نوع پرسش‌ها که بی‌وقفه ادامه خواهند داشت، معمولاً جایی برای آن افکارِ خودخورانه نمی‌گذارند.

 

4. تجربۀ زندگی اجتماعی جدید

تا زمانی که به سنی برسید که به فکر پدر/مادر شدن بیفتید (معمولاً کمی پس از ۳۰ سالگی) بسیاری از دوستانتان برای شما کسل‌کننده شده‌اند. بسیاری از آن‌ها را از دوران مدرسه یا دانشگاه می‌شناسید و سال‌هاست که دیگر از آن‌ها خسته شده‌اید.

برای خودِ من، بیشتر دوستان کنونی‌ام را یا در دوران مدرسه یا در مهمانی‌ها ملاقات کرده‌ام. به‌تدریج، می‌توانید دوستان قدیمی را که رفته‌رفته برایتان کسل‌کننده می‌شوند کنار بگذارید، چرا که اکنون شما نیز آن‌ها را با صحبت دربارۀ مشکلات زندگیِ متأهلی خسته می‌کنید و آن‌ها نیز به‌زودی از شما دوری خواهند کرد.

 

5. دلیلی برای گفتگو و همراهی با همسر

همان‌طور که سرنوشتِ رابطه با دوستان ملال است، سرنوشت رابطه با همسر نیز اغلب این‌گونه است. آن سال‌های اولیۀ سرخوشی‌های دونفره و جذابیت‌های جنسی، گیرایی خود را از دست خواهند داد.

حیرت از معنای زندگی و واکنش مناسب نسبت به‌مواجهه با یک اثر هنریِ معاصر، دیگر مثل سابق هیجان‌انگیز نیست. کم‌کم می‌فهمید؛ مانند دیگر افراد، معمولی و کسل‌کننده شده‌اید.

بچه‌دارشدن به این معنا است که می‌توانید تلاش برای مانندِ «سیمون دو بووار» و «ژان پل سارتر» بودن را متوقف کرده و به معنای واقعی زندگی بچسبید، یعنی بزرگ کردن کودکتان. به قول طنزنویس آمریکایی، پاتریک جی ارورکه: «آرزوی ژان-پل بلموندو (بازیگر فرانسوی) شدن را از فکر خود بیرون کنید، به جای آن اشتیاق داشتنِ دو بچه و یک آپارتمان داشته باشید.»

 

6. فرصتی برای تصحیح اشتباهات پدر و مادر

اگر از این لطف خداوند بهره‌مند بوده‌اید که در خانواده‌ای متعادل و خردمند بزرگ شوید، احتمالاً نقشه‌ای درباره نحوۀ تربیت فرزندانتان دارید. اما برخی از افراد از داشتن چنین نعمتی در دوران کودکی خود محروم بودند. ازاین‌جهت آن‌ها اغلب سعی دارند پدر و مادری باشند که آرزو داشتند در دوران کودکیِ خود می‌داشتند.

برای چنین والدینی، تضمین دورانِ کودکی سالم، شاد و امن برای فرزندانشان بسیار مهم است، زیرا آن‌ها می‌دانند که نداشتن آن آسایشِ خاطر چه احساسی دارد (ترفندهای ساده اما حیاتی در تربیت فرزندان).

 

7. زنده کردن دوران کودکی

برای برخی از ما یادآوری دوران کودکی به‌منزلة یادآوری شادترین لحظات زندگی است. در قامت یک کودک، بی‌هیچ دغدغه‌ای زندگی می‌کردیم و بدون ترس و با فراغ‌بال، از همه چیزهای مورد علاقه‌مان لذت می‌بردیم. این دوران گذشت و تنها به‌وقتِ بزرگسالی، حقیقتاً قدردانِ شگفتی‌های دوران کودکی شدیم.

اما خبر خوب این است که داشتن فرزند این فرصت را به شما می‌دهد که تمام آن خاطرات را دوباره احیا کنید. گذشته از این، می‌توانید سنت‌ها و فعالیت‌های سرگرم‌کنندۀ جدیدی خلق کنید که همیشه در سنین خردسالی آرزوی انجام آن‌ها را داشتید.

 

منابع

مقاله تیم لوت از وبسایت «The Guardian»

مقاله «Reasons You SHOULD Have Children» از وبسایت «list25»

مقاله «Beautiful Reasons To Have Kids» از وبسایت «Medium»

نظرات کاربران
نظر خود را با ما درمیان بگذارید
برای ارسال نظر ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.