تفکر عمومی برای چنین فریبکاری این است که فریبکار یا هر رابطهای مشکلات پنهانی دارند. برخی درمانگران توضیح میدهند که چنین فریبکارانی باید در دوران کودکی یا در روابط قبلی خود مشکلات عاطفی حلنشده داشته باشند یا نوع کژ کارکردی دلبستگی وجود دارد. افراد چنین رفتارهایی را عدم بلوغ عاطفی مینامند که فرد را به رفتارهای خاص سوق میدهد. گاهی اوقات دیگر، ما فرض میکنیم که نقصهای معنادار اما پنهانی در روابط اولیه وجود دارند و فرد مبتلا نمیداند چگونه به آنها بپردازد؛ اما بااینوجود ما به آن نگاه میکنیم و بیوفایی/ خیانت را نشانه مشکلات زیربنایی و حلنشده میدانیم. در اغلب موارد، فریبکاری نتیجه روابط دردسرساز است چه آشکارا چه پنهان.
جای تعجب دارد که چنین فرضیههایی برای اغلب افراد که به دنبال درمان بیوفایی هستند صدق میکند. برخی افراد به دلیل اختلالات دلبستگی فریبکاری میکنند درحالیکه برخی دیگر از روابط جنسی و عاطفی نامشروع برای غلبه بر این مشکلات دوران کودکی استفاده میکنند. برخی افراد از بیوفایی/ خیانت برای حواسپرتی خود از واقعیت استفاده میکنند مانند استفاده از مواد یا سایر حواسپرتیها. معمولاً رابطه میتواند کارساز باشد اما یکی از زوجین ناراضی بوده و به دنبال دلیلی برای پایان دادن به رابطه است. در سایر موارد رابطه خوب کار میکند اما یکی از زوجین احساس خلأ دارد و به دنبال رضایت جنسی خارج از رابطه است (روابط یکشبه).
اما بااینوجود دلایل فوقالذکر تبیینکننده علت و معلول برای کسانی نیست که در روابط شاد هستند اما فریبکاری میکنند و زندگی جنسی آنها عالی است (هیچ چالش مالی وجود ندارد) که منجر به خیانت شود اما خیانت وجود دارد. برخی افراد نمیخواهند تا دست بکشند و برخی نمیتوانند دست بکشند چون به آنها حس قدرت میدهد.
بنابراین همسر فریبکار وجود دارد و رابطه اولیه شاداست اما به دنبال لذت از طریق خیانت است. جالب است که همسر فریبکار به دنبال دلیلی برای تائید رفتار خودش است حتی وقتیکه هیچ مشکلی نیست. شما وقتی چنین فردی را ببینید میگویید قطعاً چیزی اشتباه در رابطه من وجود دارد. در غیر این صورت خیانتی رخ نمیداد؛ و معمولاً وقتی آنها به نزد درمانگر میروند به دنبال علت زیربنایی هستند. در تحقیق خود روی رابطه جنسی و صمیمیت در روابط، من یاد گرفتم که بیوفایی و خیانت نشانه چالش در روابط است اما همیشه چنین نیست. برخی افراد فریبکاری میکنند چون میتوانند اما نمیخواهند دست از خیانت بردارند. برخی دیگر هم روابط سالم دارند اما میخواهند روابطی غیر از رابطه باهمسر داشته باشند. این امر برای زنان و مردان صدق میکند. چندین دلیل وجود دارد که چرا فردی دریک رابطه خوب هنوز فریبکاری میکند حتی اگر رابطه شاد و سالم دارند:
· اولاً فرد میتواند برای اهداف خود اکتشافی دست به خیانت بزند. اگرچه برخی افراد کنکاش زیادی در مورد خود داشتهاند و علاقهمند به کنکاش بیشتر نیستند اما برخی به دنبال معنای جدید در زندگی هستند. به هر دلیلی، فریبکاری دریک خانواده شاد و امور جنسی بهعنوان یک نوع کشف میتواند پیامدهایی داشته باشد. افراد از خیانت استفاده میکنند تا هویت خود را به نادرستی کشف کنند. برای برخی افراد خیانت یک نوع خود اکتشافی است و بهندرت دلیل آنها وجود مشکلات است و نیاز دارند تابه عادت خیانت خود ادامه دهند. آنها فریبکاری را یک تجربه گران برای اکتشاف و رشد و تغییر میدانند.
· دوماً ممکن است فرد برای تأمین خواستههای سرکوبشده فریبکاری کند. ممکن است یک همسر به فریبکاری دست بزند چون زندگی که میخواهید را ندارد. فرصتهای ازدسترفته باعث میشوند فرد چیزی که قبلاً نداشته رابیابد. مثلاً ممکن است فرد کسی راببیند که مدتها قبل از او دور بوده و دلش میخواهید با او دست به خیانت بزند. ممکن است فرد درنیمه راه از رابطه فعلی خود کناربکشد مثلاً زنی که بدون آماده سازی درست باردارشده است. این رابطه به او احساس محدودیت و بسته شدن داده است. برای رهایی از این احساس دست به خیانت میزند. چنین احساسی فرد را به رابطه باغریبههاسوق میدهد.
· سوماً ممکن است فرد دست به فریبکاری بزند چون این تنوع ماهیت جذاب دارد. برخی افراد شاد که فریبکاری میکنند توضیح میدهند که آنها احساس نوجوانی دارند که پرسه میزند و این کار را برای لذت انجام میدهند. حقیقت این است که فریبکاری قدغن است و همین قدغن بودن هیجانانگیز است و برخی افراد دوست دارند قوانین رازیرپا بگذارند. مثل کودکی که والدینش او را از کلوچه و شکلات محروم میکنند بیشتر به دنبال آن است همسر فریبکار هم احساس میکند باید میوه ممنوعه را بچیند. ماهیت این تنوع یک هیجانی دارد که از جذابیت غلبه بر موانع بر میخیزد. دقیقاً مثل کودکان و نوجوانانی که محدودیت را کنار میزند تا توانایی خویش و دنیا را کشف کنند و بزرگسالان خائن هم این رفتار قدغن را هیجانانگیز میبینند.
· چهارماً، فرد شاد فریبکاری میکند تا هیجانات خود را بیرون دهد یا هیجانات جدیدی بیابد. این تمایل نیاز به کشف دارد. اینیک نوع خود اکتشافی است و مردان بیشتر مستعد این نیازهستند چون انسان رشد میکند پس یاد میگیرد تا هیجانات خود را سرکوب کند؛ و از ابراز آنها اجتناب کند. درنتیجه یاد میگیرند تا درد و لذت و خوب و بد را تجربه کنند. بدون توجه به جنسیت، فرد میتواند از خیانت بهعنوان آزادسازی هیجانات استفاده کند نه لذت جنسی.
مهم نیست دلیلش چیست. فریبکاری آزار دهنده و صدمه رسان است فردی که فریبخورده احساس میکند به او خیانت شده و به دلیل فرد خائن توجه نمیکند- هیچ دلیل خوبی برای فریبکاری وجود ندارد اگر فرد همسر خود را انتخاب کند و قول بدهد با او بماند؛ اما بااینوجود دلیل این فریبکاری هنگامی مهم است که فرد به دنبال درمان است چون آنها کمک میکنند تا بهترین رویکرد برای بهبودی را درک کنند.
دکتر جمال الدین راحمی، دکتری مشاوره خانواده و مدرس دانشگاه