بسیار می شنویم که زوجین در زندگی دچار مسایلی مثل افسردگی و فکر و خیال های زیاد و مکرر شده اند جوری که هر روز و شب ساعت به فکرهای بی اساس و یا قدیمی و گذشته می پردازند. این فکر و خیال را دراصطلاح «نشخوار فکری» می گذارند.
نشخوار فکری فرآیند شناختی اصلی در افسردگی است. نشخوار، همانطور که از نامش پیداست، «جویدن» تکراری، افکار تکراری و مداوم به روشی تقریباً وسواسی است. نشخوار فکری، به عنوان فرایند محتوایی که به طور معمول در افسردگی منفی است. نشخوار فکری نوعی پاسخ به پریشانی است که شامل تمرکز تکراری و منفعل بر نشانهها پریشانی و علل و عواقب احتمالی این نشانههاست. نشخوار فکری منجر به حل مسئله فعال برای تغییر شرایط پیرامون این نشانهها نمیشود. در عوض، افرادی که نشخوار میکنند بدون اینکه اقدامی انجام دهند، در مورد مشکلات و هیجانات خود در این موارد تثبیت میشوند.
نشخوارهای فکری افسردگی به دلیل طولانیمدت و منفی بودن، احساس ناامیدی و بیهودگی را افزایش میدهند و بنابراین حل مسئله را مختل کرده و تفکر بدبینانه را بدتر میکند. از آنجا که نشخوار فکری منفی است، باعث انتقاد از خود شده و آن را حفظ میکند که به نوبه خود افسردگی را تقویت و حفظ میکند. همچنین با تعدادی از اختلالات دیگر از جمله اضطراب همراه است. نشخوار فكری، فرآیندهای شناختی دیگری را كه در افسردگی نقش دارند، مانند تفسیرهای منفی، سوگیری حافظه منفی و اختلال در تمركز را تقویت و حفظ میكند. به عنوان مثال، با شروع خاطرات منفی، این امر باعث بدتر شدن خلق و خو میشود که خود باعث تشویق تفسیر منفی بیشتر و افزایش دسترسی به خاطرات منفی و کاهش توانایی دسترسی به خاطرات مثبت میشود.
بنابراین، نشخوار چرخه معیوبی را گسترش میدهد که افسردگی را حفظ میکند. تشخیص بین خود انعکاسی سالم و تطبیقی و نشخوار فکری مهم است. به نظر میرسد تفاوت اصلی در تأثیر و نتیجه آنها باشد - بازتاب تأثیر مثبت و حل مسئلهای دارد، در حالی که تأثیر نشخوار فکری منفی است. علاوه بر این، در حالی که بازتاب خنثی است، نشخوار فکری منفی و ارزیابانه است.
زمانی که زوجین درگیر مسایل گذشته و حال خود باشند و مدام به مسایل مختلفی فکر کنند که آنها را از زندگی روزمره بازدارد این وضعیت برایشان دچار می شود. عموما زنان دچار این وضعیت خیلی تلخ و گزنده می شوند. بالاخص زنانی که آسیب دیده از خیانت یا شکست در زندگی هستند. مثلا موضوعاتی که مدام با خودشان فکر می کنند:
چرا سرنوشت من باید اینجوری بشه؟
چرا این بلا باید سرم بیاد؟
چرا من؟ چی کم داشتم که این بلا سرم اومد؟
اون زن که شوهرم باهاش رابطه گرفت چی از من بیشتر داشت؟
نکنه نقصی توی بدن و وجودم داشتم که اینکار رو باهام کرد؟
اگر از اول زندگی درست با همسرم تا می کردم و بهش سخت میگرفتم اینطور نمیشد؟
چرا زندگیم نابود شد؟
کجای کار رو اشتباه کردم؟
و...
سئوالاتی از این دست مواردی اند که فرد را دچار نشخوار فکری کرده و مدت های زیادی بدون اینکه بتواند کاری انجام دهد درگیر افکار مزاحم خواهد شد. راهبرهای مقابله با این پدیده خطرناک موارد زیر است:
· موقع بروز افکار حواس خود را پرت کنید
· سعی کنید در طول روز و شب برنامه های جانبی داشته باشید
· با همسرتان در مورد اتفاقات صحبت کنید
· افکارتان را زیر سوال ببرید، تجدید نظرکنید، نگرشی بهتری پیدا کنید.
· با اطرافیان و خانواده مرتب صحبت کنید.
· روی افزایش عزت نفس خود کار کنید.
· تمرین ذهنی کنید و مطالعه می تواند جایگزین مناسبی باشد.
· علت این نشخوار را پیدا کنید.
· نوشتن افکار را فراموش نکنید. با نوشتن ذهن خود را تخلیه نمایید.
· احساسات جدید را تجربه کنید.
· در لحظه زندگی کنید.
· جملات تاکیدی مثبت را تمرین کنید.
· افکار خود را بنویسید.
· از مشاوره و روانشاس کمک بگیرید.
دکتر حامد بخشی، مشاور خانواده، مدرس دوره های سازش یافتگی زوجین در کشور