سارا به همراه همسرش، گابریل، وارد مطب من میشوند. آنها در مورد بازسازی خانهشان بحث و اختلافنظر دارند. به طور مشخص، نمیتوانند در مورد اندازۀ آشپزخانه و سالن پذیرایی به توافق برسند.
گابریل احساس میکند که «نمیتواند رضایت سارا را جلب کند و همسرش حتی باوجوداینکه قبلاً توافق کرده بودند که برای صرفهجویی در هزینه، فقط بخشِ کوچکی از آشپزخانه را توسعه دهند، از کار خشنود نیست.» اگر تصمیمگیری با گابریل بود، اصلاً تغییری در آشپزخانه ایجاد نمیکرد، به نظر او آشپزخانه همینطور که هست خوب است و ضرورتی ندارد این همه پول خرج کنند.
سارا حرف گابریل را قطع میکند و میگوید: «واقعیت این است که او فقط به اندکی بزرگتر کردن آشپزخانه رضایت داده است. من خیلی بیشتر از او اهلِ مدارا و سازش هستم؛ از خیلی چیزها میگذرم چون میدانم او علیرغم اینکه هر دوی شغل خوبی داریم و میتوانیم از پس هزینه براییم، نگران مسائل مالی است. آخردست هم اوست که به هدفش میرسد و ظاهراً، چارهای جز پذیرش ندارم. این من را عصبانی میکند.»
سازشْ چشمپوشی از نیازهای اساسی نیست
مشکلِ ماجرای بالا چیست؟ این زن و شوهر برای رسیدن به سازش در رابطه مشترکشان تلاش کردند، اما هنوز هم میان آنها تنش برقرار است. سارا ناراحت و دلخور است و احساس میکند او «شکست» خورده و گابریل «به مقصودش رسیده است.»
بنا به نظر دکتر جان گاتمن، راز رسیدن به سازشی خوب این است که ابتدا بررسی کنید و ببینید نیازهای اساسی شما درمورد موضوع موردنظر چیست، سپس همین کار را در مورد نیازهای غیراساسی خود، تکرار کنید. یک نیاز اساسی چیزی است که «داشتنش ضروری است»، نه چیزی که «داشتنش صرفاً مطلوب است.» نیاز اساسی به ارزشها، هویت و بهروزی شما گره خورده است. شاید سارا به این دلیل خشمگین است که از چیزی چشمپوشی کرده که برایش واقعاً بسیار مهم بوده است.
سازش به معنای دستکشیدن از نیازهای اساسی نیست؛ بلکه به معنای آگاهی از اموری است که میتوانید در موردشان در زندگی مشترک نرمش نشان دهید و با همسرتان به راهحلی برد - برد برسید و به همان اندازه مهم است که با خود صادق باشید تا ببینید در کدام زمینهها نمیتوانید انعطاف نشان دهید.
این ایدۀ سازش و توافقِ سالم است: «هر دو از چیزی دست میکشیم تا هر دو برنده باشیم.» البته به طور معمول سازشی که کاملاً بینقص به نظر برسد، کالایی کمیاب است (شش موضوعی که پیش از ازدواج باید بر آنها به توافق رسید).
موانع سازش در ازدواج
گاهی پیش از رسیدن به سازشی موفقیتآمیز یا موقتی، باید یکدیگر و خودِ مشکل را بهتر بشناسیم. بنا بر تحقیقات دکتر جان گاتمن، 69 درصد از مسائل زوجین در ازدواج، دائمی و حل نشدنی اند. مشکلات دائمی زوجین در زندگی مشترک ریشه در تفاوتهای شخصیتی، تربیتی، نیازهای اساسی و... دارد. گاهی مشکلاتی این چنینی مانعی بر سر راهِ سازش همسران هستند.
در مثالی که ابتدای مطلب ذکر کردیم؛ آشپزخانه و پذیرایی بزرگ چه اهمیتی برای سارا دارد؟ پس پردۀ گلایۀ او چه رؤیا، آرزو و کششی وجود دارد؟ رسیدن آشپزخانه و سالن پذیراییِ موردعلاقهاش چه چیزی به او اضافه میکند؟
گابریل در آغاز تصور میکرد که درخواستهای همسرش صرفاً تجملاتی است، چیزی که برخلاف ارزشهای اوست؛ اما پس از بررسی بیشتر، دید که سارا دورِ هم جمعشدنها در خانواده را دوست دارد؛ چراکه او در خانوادهای بزرگ شده که آشپزی و همراهِ خانواده غذاخوردن رسم بوده است. سارا به یاد میآورد که تعطیلات چه آرامشی برای او به همراه داشت؛ چون خانوادة بزرگش را گرد هم جمع میکرد. آرزوی سارا بازآفرینی این خاطرۀ دلپذیر و ادامهدادن به این سنت، با خانوادهای است که خودش شکل داده است. سارا در ابتدا این میل پنهان خودش را درک نکرده بود و وقتی قبول کرد که فقط تغییری جزئی در آشپزخانه داده شود، متوجه شد که نه، این راضیاش نمیکند.
اما برای گابریل، امنیت مالی اهمیت بسیار زیادی دارد. او در جلسهای که سارا هم حضور داشت گفت که در دوران کودکی خانوادهاش اغلب با مشکلات مالی دستوپنجه نرم میکردند و این وضعیت اضطراب زیادی را به او تحمیل کرده است، این شد که با خودش پیمان بست که هر کاری برای دستیابی به امنیت مالی در بزرگسالی انجام دهد.
بدهوبستان مفیدی که میان سارا و گابریل انجام شد، نشان میدهد که چرا ایجادِ محیطی امن و حمایتگر برای بیانِ نیازهای اساسی و توضیحِ چرایی اهمیتِ آنها ضروری است. به هنگامِ تفاهم بیشتر، حرکت به سمت سازش در زندگی مشترک میسر است. هدفْ رفعِ مشکلاتی نیست که ذاتاً دائمی هستید، بلکه رسیدن به درک عمیقتری از یکدیگر و جستجوی نقاطِ کوچکی در مشکل است، بلکه زمینه ساز سازش شوند.
3 گامِ برای سازش در ازدواج
- 1. نیازهای اساسی غیرقابلچشمپوشی خود را بنویسید؛ همان «بایدهایتان» را. سعی کنید فهرست بلندبالایی نشود.
- 2. حالا جاهایی که میتوانید انعطافپذیر باشید را بررسی کرده و بنویسید. این فهرست باید طولانیتر از اولی باشد. میخواهیم تمام راههای ممکنِ رسیدن به راهحلی برد - برد را با همسرمان بررسی کنیم.
- 3. با همراهی همسرتان حوزههای انعطافپذیر و غیرقابلانعطاف خود را به یکدیگر نشان دهید، ببینید در کدام موارد توافق دارید، اهداف مشترکتان چیست و احیاناً چه راهی برای رسیدن به سازشی موقت وجود دارد. بعداً میتوانید این توافق و سازش را مورد ارزیابی مجدد قرار دهید و در صورت لزوم اصلاحاتِ ضروری را اعمال کنید.
برداشتن گامی روبهجلو
مهمتر از برحق بودن، دوست داشته شدن است. نکتۀ ضروری دیگر این است که نباید با کنارگذاشتن نیازهای اساسی خود، از خود دست بشوییم. بلکه باید خالق فضایی امن باشیم که در آن هم ما هم همسرمان بتوانیم داستانهای خود را بیان کنیم و روایتِ دیگری را بشنویم.
جمعبندی
این باوری غلط است که سازش یعنی دستکشیدن از خواستها و علایق اصلی؛ بلکه معنای سازش آگاهی از آن دسته اموری است که میتوانید از آنها بهخاطر هدف بزرگتری، یعنی ازدواج خود، چشمپوشی کنید و بهاینترتیب هم شما هم همسرتان پیروز شوید. نکتهای که اینجا اهمیت اساسی دارد، کشفِ نیازها و خواهشهایی است که در بُنِ وجود ما ریشه دواندهاند و شاید در وهله اول احساس نشوند. سه گام برای رسیدن به سازش پیشنهاد میشد، اول نیازهای غیرقابلچشمپوشی خود را بنویسید، دوم نیازهای قابلچشمپوشی را و سوم این دو فهرست را با نمونۀ همسرتان مقایسه کنید و راههای ممکن برای ایجاد توافق را بررسی نمایید.
منبع
این مطلب برگرفته از مقالۀ «Why Can’t We Compromise?» در وبگاه «Gottman» است.