عشق در دنیای بزرگسالی، براساس همان الگویی است که در کودکی یادگرفتهایم. مثلا اگر الگوی عشقی ما در کودکی، قصه رومانتیک و رویایی بوده، در بزرگسالی نیز همین الگو را دنبال خواهیم کرد. چون مغز ما همین یک الگو را بلد است و الگوی دیگری به این ذهنیت نیاموختهایم. به بیانی دیگر، ما در بزرگسالیمان میخوایم چیزی را دنبال کنیم که در کودکی به عنوان تعریفی از عشق و خوشحال بودن به ذهن و قلب ما تعلیم داده شده است. بنابراین در نگاهی دقیقتر به رفتار آدم بزرگها، متوجه میشویم که تصور آنها از عشق، همان تصوری است که در دوران کودکی در ذهن آنها کاشته شده و اکنون نیز بر همان اساس رفتار میکنند و نیز انتظار دارند با آنها رفتار شود. اما در گذر زمان، و پس از برخورد با واقعیات زندگی، قصر رویاهای کودکی بزرگسالان، فرو میریزد. در بیشتر موارد آموختههای غلط کودکی ما، نه تنها به ماندگاری عشق در زندگی بزرگسالی کمک نمیکند بلکه به طور دائم در حال تخریب نیروی عشق خواهد بود. مثلا ما در قصههای کودکانه و رمانتیک یاد میگیریم که عشق یعی رنج بردن از دست معشوق، یا عشق غم معشوق را خوردن و چیزهایی شبیه به این است. در نتیجه به طور ناخودآگاه همین الگو را نیز در بزرگسالی پیاده خواهیم کرد. به بیان دیگر آنقدر دچار غم عشق میشویم که از کنترل خویش بر نمیآییم.
مراحل مهم عشق و عشق ورزی:
· عاشق شدن: عشق از دیوانهوارترین تجربههایی است که هرگز فراموش نخواهید کرد. دلایل زیادی وجود دارد که عاشق شدن فوقالعاده است، اما بیشتر به این خاطر است که با عاشق شدن سیلی از مواد شیمیایی به مغز میرسد که طراحی شدهاند تا ما احساس شگفتانگیزی داشتهباشیم.
· وقت گذراندن با هم: در طول مرحلهی ۲، عشق بین دو طرف عمیقتر و کمی پختهتر میشود. این مرحله زمانی است که بیشتر آدمها میخواهند بچه داشتهباشند و با هم بچهها را پرورش دهند، چون پیوندشان قویتر میشود.دو طرف تصمیمگیریهایشان را بر اساس زندگی ۲ نفره میگیرند، نه یک نفره. بیشتر آدمها احساس میکنند این عشقی است که تمام عمر ماندگار خواهدبود، و اینها اغلب همان آدمهایی هستند که در مرحلهی ۳ جا میزنند.
· واقعیت اندیشی: دراین مرحله زمانی است که یک یا دو طرف به درستی مسیر رابطهشان شک میکنند. به خاطر مسائل کوچک آزرده و عصبانی میشوید، عشق و نزدیکی او را کمتر احساس میکنید، میخواهید از این اوضاع خارج شوید. میخواهید آن حرارت یا تعامل عاطفی را دوباره زنده کنید، اما مطمئن نیستید چگونه باید این کار را بکنید.
· ساختن یک عشق واقعی و ماندگار: به هستهی تمام مشکلات و کشمکشها رسیدهاید و اکنون برای برطرف کردنشان تلاش میکنید و بخشی از فرآیند برطرف کردن مسائلتان مستلزم این است که درک کنید هر دو طرف به یک اندازه زخم خوردهاند، و این زخمها نقش زیادی در رابطهتان ایفا میکنند. ساختن عشق ماندگار یعنی بخواهید رشد کنید و به هم کمک کنید زخمهایتان را درمان کنید. وقتی هر دوی شما درمان را آغاز کنید، متوجه میشوید تعامل عاطفی و احساس عشق حقیقی دوباره شکوفا میشود.
· استفاده از عشقتان برای فتح دنیا: دنیا اغلب جایی بسیار بد دیده میشود و تا حد زیادی هم همینطور است. ساختن عشق ماندگار بین تنها ۲ نفر بینهایت دشوار است، اما شاید یافتن عشق حقیقی و سپس ساختن عشق ماندگار نخستین قدم در این فرآیند باشد. اگر بتوانیم این کار را بکنیم، شاید بتوانیم فراتر از خودمان را نگاه کنیم، و راههایی پیدا کنیم تا به آدمهای دنیا کمک کنیم به هم عشق بورزند.
دکتر رعنا صباغ اسماعیلی،
مشاور خانواده و تربیت فرزند
مؤلف کتب تخصصی روانشناسی و علوم تربیتی