سياست اجتماعي وتغيير نگرشها در بخش سلامت
فيض الله رحيمي
كارشناس دفتر امور اجتماعي و انتخابات
كلمه Health از واژه Holth يوناني برخاسته كه بعدها در انگليسي Wholness وHolestic نيز از همين واژه اتخاذ شده است، به معني كمال ، كامل وجامع. وقتي اين كلمه بكار مي رود منظور دستيابي به يك مفهوم كامل وجامع ودربردارنده همه چيز وهمه ابعاد است . درزبان فارسي اغلب اين واژه را به بهداشت ترجمه مي كنند. درحاليكه اين واژه مترادف Hygiena است كه آن هم برخاسته از اسطوره هاي يوناني است . دراين اسطورهها،پدر طب يونان اسكولاپيوس داراي دودختر بوده كه يكي به پيشگيري وبهداشت مي پرداخته ونام او Hygiene بوده ودختر ديگر به نام Paracena به درمان ومداوا اكتفا ميكرده است.
درتعريف سازمان جهاني ، بهداشت عبارت است از: « در كمال مناسب بودن از نظر جسمي ، رواني واجتماعي ونه صرفاً نداشتن بيماري »قسمت اول تعريف جنبه ايجابي سلامت وقسمت دوم جنبه سلبي سلامت را دربردارد. اغلب محققان سياستهاي اجتماعي ودست اندركاران سلامت به وجه سلبي سلامت بيشتر توجه داشته اند تا وجه ايجابي آن . بنابراين اگر سلامت را فقط بيمار نبودن ، تلقي كنيم خودرا محدود ساخته ونيازي براي ارتقاء وتغيير وضعيت سلامت احساس نخواهيم كرد وفقط به نبود بيماري بسنده خواهيم كرد. در حاليكه براي مفهوم ارتقاي سلامت ، سلامت نگري وسلامت كامل وهمه جانبه در ابعاد فيزيكي ورواني واجتماعي ، پاياني متصور نيست وهمواره براي دستيابي به آن بايد كوشيد.فعاليت پيشگيرانه براي مرگ وميرها وبيماريها ومعلوليت هاي قابل پيشگيري از جمله اين فعاليت هاست و اساساً برخي بيماريها وقتي بروز پيدا مي كنند علاج قطعي ندارندوفقط مي توان تاحدودي آنها را مداوا كرد وعوارض آنها را كاهش داد. در حاليكه براي پيشگيري از آنها مي توان اقدام نمود. بسياري از بيماريهاي مزمن از اين دسته اند. از اين روست كه مفهوم پيشگيري با مفهوم ارتقاي سلامت عجين گرديده است.
سياست اجتماعي بايد براي دست يابي به نتايج توسعه اقتصادي واجتماعي در زمينه ارتقاي سلامت سرمايه گذاري كندوسهم بخش سلامت را افزايش دهد. اگر هدف سياسي اجتماعي را رفاه جامعه بدانيم كليد ورود به رفاه اجتماعي ابتدا داشتن اميد به زندگي وسپس كيفيت زندگي است كه هيچ يك از اينها بدون داشتن سلامت امكان پذير نيست . توسعه بدون وجود انسان سالم قابل درك نيست . به گفته دكتر ماهلر رئيس پيشين سازمان جهاني بهداشت «سلامت اگر همه چيز نيست، همه چيز بدون سلامت هيچ است.» از همين رو سلامت را محور توسعه اقتصادي اجتماعي تلقي مي كنند. سرمايه گذاري در امر ارتقاي سلامت وپيشگيري ، از نظراقتصادي بسيار مقرون به صرفه تر است. به عنوان مثال تحقيقات نشان داده است كه هزينه درمان سل يكصد برابر هزينه پيشگيري از آن است، البته اين رقم درمورد بيماريهاي مختلف متفاوت است . شايد نتوان برخي از بيماريها را پيشگيري كرد يا از نظر اقتصادي مقرون به صرفه نباشد امادرمورد بيماريهاي وخيم ومزمني كه پيشگيري آنها امكان پذير است بايد سرمايه گذاري كرد.
درطول تاريخ مبارزه با بيماريها ، دوحركت وفعاليت بسيار مهم در غلبه انسان بربيماريها تأثير چشم گير داشته است. حركت وفعاليت اول، بهسازي محيط بوده كه موجب شده بسياري از بيماريهاي عفوني وكشنده نظير طاعون ، سل ومالاريا يا ازبين بروند يا تا حدود زيادي مقهور انسان گردند. با وجود اين،همچنان نياز است كه اين فعاليت توسعه يابد به ويژه در كشورهاي فقير . اما حركت و فعاليتي كه بيش از همه در كاهش بيماريهاي غيرواگير ومزمن نقش دارد آموزش وآگاهي مردم است. مردم با دستيابي به آگاهي هاي لازم در جهت نحوه تغذيه صحيح ، تحرك كافي وسبك زندگي سالم قادر مي شوند سبك زندگي خود را تغيير دهند ، وبيش از 90 درصد بيماريهاي غيرواگير را به كنترل خود درآورند وطول عمر بيشتر و با كيفيت تري بيابند. امروزه با توجه به افزوني بيماريهاي غير واگير مانند بيماريهاي قلبي وعروقي وسرطان، اهميت آموزش وآگاهي مردم افزايش يافته است به نحوي كه در كنفرانس بين المللي مراقبت بهداشتي اوليه در سال 1987 از آن به عنوان اولين ومهمترين اصل مراقبت بهداشتي اوليه نام برده شده است . ونهايتاً در پنجمين كنفرانس جهاني ارتقاي سلامت كه درسال 2000 در مكزيكوسيتي برگزار شد بر اين نكته تأكيد شده است كه نابرابريهاي اجتماعي واقتصادي موقعيت هاي سلامت را تضعيف كرده است وبايد به پركردن شكاف نابرابري در داخل كشورها وبين آنها تمركز كرد. بنابراين اهميت ارتقاي سلامت به عنوان كليدي ترين محور فعاليت هاي سلامت به قدري است كه به طور مكرر در كنفرانسهاي بين الملي از آن ياد مي شود وارائه كنندگان خدمات بهداشتي ودرماني به دنبال طراحي ساختاري هستند كه بتوانند از طريق آن به مفهوم سلامت در تمام ابعاد آن دست يابند.
از اين روسلامت امري است كه تنها وظيفه وهدف بخش سلامت نيست ، بلكه هدف تمامي بخشهاي توسعه ومحور همه تلاشها وبرنامه هاي مختلف دولت ها است. همه محققان سياست اجتماعي ، برنامه ريزان ، مديران ومردم بايد كليه اقداماتشان را برمحور سلامت فرد و جامعه قراردهند.
بااين مفهوم ، تلقي وبرداشت از مفاهيمي نظير عدالت ، اشتغال ، توليد، سياست وتوسعه تغيير خواهدكرد. ودريك ارزشيابي نهايي اين مفاهيم زماني مي توانند مدعي تلاش براي توسعه كشور وجامعه باشند كه توانسته باشند در سلامت فرد وجامعه تأثير گذار بوده باشند.
يكي ديگر از مسائلي كه درسلامت نقش اساسي ومهمي دارد مشاركت مردم است كه بايد همگام با ساير اقدامات مورد تشويق وترويج قرارگيرد وسياستگذاران امكانات بالقوه وبالفعل مشاركت مردم در سرنوشت وسلامت خودرا فراهم آورند وگرنه سلامت به مفهوم كامل آن تحقق پيدا نخواهدكرد. درگذشته مشاركت اگر به ساختن درمانگاه ومراكزبهداشتي محدودمي شود امروزه مشاركت در تصميم گيري ، برنامه ريزي وپذيرش مسئوليت در اجرا وارزشيابي معني مي دهد .يعني از مشاركت ابزاري به مشاركت ابرازي برسيم. مشاركت در چنين اموري اگر به خوبي محقق شودعلاوه بر رفع نيازهاي بهداشتي واحقاق حقوق شهروندان ، مسير مناسبي براي تمرين مردم سالاري خواهد بود وراهبرد دستيابي به سلامت ورفاه همگان در مسير تحقق خود ، آزادي وحاكميت مردم ميسر خواهد گرديد.
امروزه عوامل تأثيرگزار برمنحني سلامت افراد به خوبي قابل تشخيص هستند . در نتيجه مي توان برنامه هايي را تنظيم نمود كه عوامل منفي كاهش يابد وسلامت افراد جامعه ارتقاء پيداكند، ونا برابريها را درسايه همكاريهاي بين بخشي ومشاركت مردم حذف نمود.ح 28/11