خیانت و آسیب های ناشی از آن یکی از مهمترین معضلات و مشکلاتی است در زندگی برخی زوجین پیش می آید. مقابله و درمان با چنین آسیب هایی نیازمند برنامه قوی روان درمانی است. رویکرد شناختی رفتاری یکی از رویکردهایی است که می تواند درمان آسیب های خیانت را با روندی مناسب بهبود بخشد.
زوجینی که با موضوعاتی پیرامون خیانت ظاهر میشوند در میان اجزاهایی هستند که متخصصان بالینی در همه گرایشها مکرراً آن را بهعنوان سخت ترین کار برای مدیریت تجربه میکنند. این فرآیند میتواند بهعنوان تجربه مشابه از بازخوردها در واکنشهای آسیب زا درک شود و زوجین میتوانند بهطور مفید آگاه شوند که این تجارب ممکن است دوباره رخ بدهد، حتی بعدازآنکه آنها پیشرفتهای مهمی کردند. هنگامیکه محرکها با یادآوری فرد آسیب دیده از خیانت مواجه میشود، مانند این بازخوردهای عمومیتر، این تجارب اغلب با واکنشهای هیجانی منفی مرتبط هستند و زوجین ممکن است احساس کنند که ما بهجایی برگشتیم که شروع کردیم. به همین ترتیب همسر آسیب دیده در رابطه به جلو حرکت میکند. آنها باید ادراک جدیدی درباره همسرانشان و رابطهشان بسازند. همسر شرکتکننده ممکن است نیاز داشته باشد که ادراک جدیدی درباره بافت رفتاریشان آنها بهدست بیاورند و هر دو همسر بهصورت اساسی میتوانند بهوسیله ادراک وسیعی از عوامل بافتی کمک بشوند، مانند ویژگیهای دو همسر تاریخهای رشدی آنها و شخصیتها و بافتهای محیطی قبلی و کنونی که برای افزایش دادن حساسیت آنها برای اموری که اتفاق میافتد عمل میکنند.
همچنین این مهم است که درمانگر از سرزنش قربانی در هر جستجو اگر هر چیزی برای کودکان، خانواده و دوستان با توجه به شرایط فعلی آشکار شود. در موارد سوءاستفاده روانی و فیزیکی از همسر، اساساً بر حصول اطمینان ایمنی برای همسر آسیبدیده تمرکز خواهد کرد و ممکن است شامل جدا کردن همسران از آن آسیب و سر و کار داشتن با عملیات حرکتی یکی از زوجین بهسوی انطباق جایگزین باشد.