گاهی برای همه ما پیش می آید که در زندگی با مسایل و مشکلات زیادی دست و پنجه نرم می کنیم. مشخصا در این مواقع نگاه مان به همسر و سایر اعضای خانواده است که چطور با این فشارهای روانی مقابله کنیم و چقدر آنها از ما حمایت عاطفی و روانی می کنند. اگر بتوانیم به خوبی همسرمان را درک کنیم و به مشکلات او اهمیت دهیم یکی از مهمترین خواسته های وی در زندگی که همان همدلی است را محقق کرده ایم. گاهی نیاز است بیشتر از همدلی برخورد کنیم و کمی پر رنگتر در کنارش باشیم.
در این مواقع نیاز داریم علاوه بر همدلی در زندگی به حل مشکلات وی هم اقدام کنیم. به همین علت یکی از سؤالات کلیدی می تواند این باشد که دقیقا از خودش بپرسیم که ما چگونه میتوانیم حمایت بهتری داشته باشیم.
«عزیزم من الان چی کارمی تونم انجام بدم که خوشحال بشی؟» یا « چطور می تونم ازت حمایت کنم که مشکلاتت راحت تر حل بشه؟» این یک جمله کاربردی در شرایط بحرانی است. او در آن لحظه به خوبی می تواند شما را برای همدلی بهتر راهنمایی کند. گاهی از اوقات همسران به گمان خود می خواهند کمک کنند اما شاید شرایط را بدتر کنند این موضوع با خصوص در اختلافات بین خانواده هایی که خویشاوند هستند بیشتر دیده میشود. مثلا مادر همسرتان با او پرخاشگری کرده و شما بدون هماهنگی لازم با همسرتان به ایشان اعتراض کرده و کدورت گسترده تر میشود.
ماندن تو در کنار همسر و معنای عميق عشق
مواقعی نیز پیش می آید که مشکل هیچ راه حل بیرونی ندارد مثلا یک بیماری خاص و یا صعب الاعلاج اتفاق میافتد. اتفاق هایی رخ میدهد که هیچ راه حل بیرونی ندارد و تنها چاره آن پذیرش است. پذیرشی که با خود رنج و غمی فراموش ناشدنی همراه دارد. مثال آن سوگ نزدیکان است، فوت اعضای خانواده! این رفتن ها هیچ چاره ای جز فهمیدن این فقدان و بودن و ماندن با این احساس ندارد. همسر فرد در این شرایط مهمترین حمایت را در درک از احساس و ماندن با او برای تحمل این اندوه بداند. اینکه فرد را ببیند که در کنار خود همسفرش هست همدلی عمیق را می رساند. مثلا اینکه در مراسم مختلف حضور دارید، پای درد دلها، بغض ها و اشکهایش می نشینید.
حامد بخشی، مشاور خانواده و مدرس کشوری سازش یافتگی زوجین سازمان بهزیستی