جایگاه انتظارات در زندگی زناشویی
انتظارات ازدواج چیزهایی است که شما واقعاً تا زمانی که برای مدت کوتاهی متاهل نبوده اید یاد نمی¬گیرید این یکی از دیگر چیزهایی است که شما ممکن است درباره آن صحبت کنید. اما تا زمانی که با همسرتان در چیزی نباشید آن را درک نمیکنید شما باید درباره انتظارات ازدواج حرف بزنید. مخصوصاً چگونگی برقراری ارتباط، به خاطر اینکه این برای درک کردن جایی که همسرتان از آن میآید و چیزی که سعی دارد به شما انتقال دهد، آسان تر است. هنگامی که انتظارات آنها را می¬دانید همه ما در خانهای بزرگ شدیم که همیشه از همسرمان متفاوت خواهیم بود برای ما، این فرهنگ کاملاً متفاوتی بود اگر والدین شما و افرادی که خیلی به شما نزدیک هستند به خوبی ارتباط برقرار نکردند شما احتمالاً مانند آنها ارتباط برقرار میکنید. درباره همه چیز و همه کس ارتباط آشکار برقرار کنید تلاش کنید که به خاطر داشته باشید که ارتباط مهارت آموختنی است و احتمالاً یک شبه اتفاق نخواهد افتاد. در خانواده من مردان کسانی هستند که از ماشین مراقبت می¬کنند. مانند تعویض روغن، تعمیر ماشین، تعویض لاستیک ماشین و غیره آنها معمولاً چیزها را تعمیر می کنند و شغل¬های مردانه را انجام میدهند استثنای آن مادرم است که به راحتی هر کاری می¬تواند بکند زیرا اویک مادر مجرد است. در اوایل ازدواج ما چیزی در ذهنم کلیک شد. تای، من نباید نگران تعویض روغنی یا لاستیک باشم. من سریعاً فهمیدم که شوهرم چیز های اولیه را درباره ماشین نمی داند اواز خانواده بود که ماشین نداشتند در حقیقت خیلی از افراد در کشور او نداشتند زیرا ماشین¬ها خیلی گران هستند و من باید به او آموزش می¬دادم که چگونه رانندگی کند، لاستیک ماشین را عوض کند، روغن را چک کند و ماشین را نگهداری کند. او اکنون می¬فهمد که انتظارات من چه بود و او به آن¬ها توجه می-کند من حتی نمی¬فهمیدم که من این توقع را داشتم.
محیط شما، تجارب گذشته، روابط، والدین، پدربزرگ و مادربزرگ ها چه حاضر باشند چه غایب، یک نقش خاصی را در زندگی شما بازی میکنند و انتظارات ازدواج شما را به روشی شکل میدهند که شما درباره نقش¬های شوهر و زن که باید بازی کنید فکر کنید چگونه آنها با هم ارتباط برقرار می¬کند چه کسی باید رهبری کند، و چه کسی باید پیروی کند این تجارب گذشته شما را همچنین برای ارتباط برقرار کردن به روشی خاصی که کلامی و غیرکلامی است، شما را شکل دادهاند و هنگامی که متاهل هستید باید بیاموزید چگونه با همسرتان ارتباط برقرار کنید. هنگام ارتباط برقرار کردن با خویشاوندان سببی هنگامی که با موضوع متعارض سر و کار دارند بهتر است که با طرف خانواده خود صحبت کنید در حالی¬که اتحاد را حفظ می¬کنید یک مثال از این، هنگامی می¬خواهد بود که ما اسم دخترمان را می¬گذاشتیم برخی خویشاوندان مارکوس تمایل به نامگذاری اسم¬های متفاوتی داشتند. ما تصمیم گرفتیم که چه اسمی انتخاب کردیم و بعد مارکوس با آنها درباره آن حرف بزند و به آنها بگوید چه اسمی انتخاب کردیم با خانواده من این بیشتر درباره حوادث اجتماعی بود و انتخاب می¬کردیم که چه حوادثی را در برنامه خود قرار دهیم و کارها را خارج از برنامه انجام ندهیم. من کسی بودم که آن که با آنها صحبت میکردم و به آنها اجازه میدادم بدانند که آیا می توانیم یا نمی¬توانیم آن را انجام دهیم.
از آن جایی که تجارب ارتباطی گذشته شما تاثیر مستقیم مستقیمی بر چگونگی ارتباطتان دارد با همسرتان بنشینید و درباره چگونگی والدینتان، وابستگان، دوستان، و مدل¬های نقش مرتبط با یکدیگر و با شما صحبت کنید سپس بحث کنید که چگونه درباره ارتباط بر اساس گذشته خود فکر می¬کنید یا آن باید شامل فریاد زدن، جنگ کردن، انتقاد و پرتاب چیزها به سمت دیوار باشد؟ آیا آن باید با آرامش و احترام باشد؟ ایده بدهید با انجام دادن این کار شما ایده¬های بهتری برای افکارتان درباره ارتباط دارید و قادر خواهید بود بهترین راه را برای ارتباط برقرار کردن با یکدیگر بدون نگرانی درباره اینکه روش ارتباط درست است یا نادرست تشخیص بدهید. داشتن روش ارتباطی¬تان چیزها را برای ازدواج شما آسان¬تر خواهد کرد:
برای مثال: هنگامی که ازدواج کردم از همسرم انتظار داشتم بیشتر آشپزی کند، ظرف¬ها را بشوید، رخت خواب را صبحها مرتب کند، رخت¬ها را بشوید. من میدانستم چگونه همه این چیزا انجام می شود، اما در فرهنگ من همیشه خانمها هستند که این کارها را انجام میدهند
دکتر حامد بخشی، مشاور خانواده و استادیار دانشگاه