با گذشت زمانی از زندگی زناشویی، بسیاری از زوجها در گوشهای جداگانه در تنهایی خود، از یکدیگر فاصله میگیرند. این قطعاً همان چیزی نبوده است که ما وقتی در ابتدا با نگاه کردن به عشقمان و ذوب شدن در آن حس زیبا تصور میکردیم در آینده برای روابط مان پیش بیاید. تمام مشکلات روابط از یک چیز منشأ میگیرد: کمبود ارتباط، گفتگو و همدلی.
اینکه آیا نگرانی ما مربوط به پول، جنس، بچه، عشق، شغل یا هرکدام از دلایل مختلفی است که ما با آن می جنگیم و یا عصبانی میشویم، وقتی ما نیازهایمان را مطرح نکنیم و در مورد تفاوتهایمان در معنای عشق صحبت نکنیم، به مرور همهچیز منجر به شکست می شود. میخواهیم ازآنچه ما را ازلحاظ احساسی، روانشناختی و جسمی حمایت میکند، محافظت کنیم - که اغلب همان گنجینههای ارزشمندی هستند که بیشترین عشق را به خود اختصاص میدهند- روابط سالم و صمیمی نیاز به رها کردن برخی از این چالش ها و شناخت نیازها و احساسات دیگری از سوی خود ماست.
ممکن است در فضای زندگی با یک فرد دیگر، زمینههای زیادی برای ناامیدی و درگیری فراهم شود. هنگامی که شما برای اولین بار دریک رابطهی عاشقانه درگیر میشوید، باید بدانید آنطور که از دور به نظر می رسد آسان نیست و ممکن هست چالش برانگیز باشد. در ادامهی یک زندگی عاشقانه نیز، ویژگی های رفتاری اعضای خانواده همسر و افزون بر آن مسائل دیگری چون استرس کودکان، امور مالی و حرفهای همراه با تفاوتهای واقعی در راه درک متفاوت جهان از دید مردان و زنان نیز در ادامهی مسیر پیش میآید و این تعجبآور است که انتظار داشته باشیم هر یک از ما تنها در مدت چند سال اول یک رابطه کاملا ایده آل را ایجاد کنیم.
یک رابطه صمیمی، به مانند یک موجود زنده می ماند که در حال تنفس است و باید روزانه، آن را پرورش داده و از نیازهای فردی و یا ناامیدیهایش آگاه شده و مراقبتهای لازم را داشته باشیم. هر دو شما باید بر رشد و توسعه این رابطه کارکنید و آن را بهبود ببخشید. این مراقبت و پرورش نمیتواند یکطرفه باشد و نمیتوان آن را هیچ زمانی از زندگی نادیده گرفت. ما باید درباره مواردی که نابودکننده است، نیازهای یکدیگر، رؤیاها و ناامیدیهایمان، باهم صحبت کنیم؛ و باید به صحبتهای طرف مقابل گوش فرا دهیم. صادقانه و فعالانه به آنچه عزیزانمان میگویند گوش فرا دهیم تا احساس متقابل شنیده شدن و درک شدن را ایجاد کنیم.
شکی نیست، ازدواج شما مهمترین بخش ارزشمند زندگی شما است. اگر هم اینطور نیست، باید باشد. این ارتباط باید اولویت داشته باشد نسبت به شغل تان و سرگرمیها. بهعنوان یک زن و شوهر، شما بنیاد خانواده خود هستید و اگر زوجها قوی نباشند، خانواده قوی نخواهد بود. هر دو باید به یکدیگر متعهد شوند که این رابطه را بهعنوان اولویت زندگی خود در موقعیت برتر قرار دهند. این تعهد نمیتواند فقط کلامی باشد. این باید بین هر دو نفر شما صدق کند و در انتخاب های روزانه و حتی لحظات زندگی نشان داده شود تا رابطه سالم و پررونق باقی بماند.
برای اینکه بتوانیم رابطه زناشویی خوبی داشته باشیم، باید علاوه بر نیازهای شخصی، به نیازهای همسر نیز توجه کنیم تا بتوانیم قبل از اینکه هرگونه اختلافات ما را از هم جدا کند رابطه را بهبود دهیم. ما نمیتوانیم هم ارتباط برقرار کنیم و هم بااعمال فشار، تحقیر کردن، یا با پافشاری افراطی روی مواضع شخصی خود بپردازیم. با استفاده از یک واکنش خودنظارتی و خودمدیریتی حتی زمانی که احساست قوی، ما را وادار به بیان گفتن برخی مطالب ناگفتنی میکند، زمینه را برای ایجاد یک فضای امن برای ارتباطات باز، درک متقابل و ارتباط عمیقتر فراهم مینماییم.
دکتر جمال الدین راحمی، دکتری مشاوره خانواده و مدرس دانشگاه