بازسازی اعتماد در زندگی زناشویی

۰۱ تیر ۱۴۰۳ - ۲۰:۴۷
بازسازی اعتماد در زندگی زناشویی

اعتماد مهمترین فاکتور در زندگی زناشویی است که اگر خدشه ای به آن وارد شود کل کیان زندگی را به سمت نابودی و خسران می کشاند. اعتماد راهبردی است که امنیت روانی و عاطفی را برای زندگی به ارمغان می آورد و آسیب آن باعث ویرانی روانی و فروپاشی عاطفی زندگی خواهد بود.

روابط زناشویی می بایست مبتنی بر اعتماد باش. وقتی به دیگران اعتماد ندارید خود را از ارتباط انسانی و زندگی اصیل محروم می‌کنید. شاید به مشکل ذاتی اجازه دادن به کسی مربوط شود. شاید قبلاً برای به اشتراک گذاشتن امیدها، رویاها و شیاطین خود احساس امنیت می‌کردید، اما دیگر نه. بسیاری از ما پس از دست دادن گارد خود ضربه خورده‌ایم. برخی با تکان دادن گرد و غبار و حرکت بهبود می‌یابند. دیگران آن‌قدر در جهت مخالف پیش می‌روند، آن‌ها عملاً کسانی را که می‌توانند قوی‌ترین متحدانشان باشند، زیر پا می‌گذارند.

آیا تا به حال این را به خود یا شخص دیگری گفته‌اید؟

«چگونه به کسی اعتماد کنم؟»

«چگونه بفهمم او امن است؟»

 «مارگزیده از ریسمان سیاه و سفید می‌ترسد»

 «فقط به خانواده اعتماد کنید».

چرا اعتماد برای شما سخت است

هرچقدر هم که این ممکن است غیرمنطقی به نظر برسد، «من به هیچ‌کس اعتماد ندارم» در واقع به معنای «من به خودم اعتماد ندارم» است. بازگشت به آن نوجوانان سرکش سال‌های اولیه درمانی من تحت نظارت بالینی، مربی خود ریوا سایمون، LCSW، توضیح داد که وقتی شخصی به طور مداوم در مورد شخص دیگری صحبت می‌کند، در واقع، در مورد خود و درد و رنجش صحبت می‌کند؛ و یک راه برای جلوگیری از احساس هیجانات نامطلوب این است که آن‌ها را از طریق شناسایی فرافکنی به فرد دیگری منتقل کنید:

فرافکنی عمل ناخودآگاه نسبت دادن چیزی در درون خود به شخص دیگری است. اغلب، چیزی که ما فرافکنی می‌کنیم هیجان یا ویژگی ناخواسته است؛ بنابراین، با برچسب زدن به دیگران به صورت ناخواسته، برای به دست آوردن شما، یا به صورت ناخواسته، می‌توانید از احساس این هیجانات برای خود اجتناب کنید.

برای مثال، اگر سارا احساس می‌کند که دوست‌داشتنی نیست، ممکن است به سمت جان برود و بگوید: «تو یک بازنده هستی». با فرض اینکه جان کاری انجام نداده است که این عنوان را بگیرد، سارا احساس بی‌لیاقتی خود را به جان نشان می‌دهد. با انجام این کار، سارا جان را در حالی که «حجم خشم، ناامیدی و اندوه خود را در دست دارد» رها می‌کند و همچنین نمی‌تواند واقعیت خود را به وضوح ببیند.

همانندسازی با فرافکنی‌های دیگران به معنای از دست دادن توانایی خود در اعتماد به ادراکات، دیدگاه‌ها، افکار و احساسات خود است. شما توانایی درک دنیای درونی خود را ندارید. ویژگی بارز اعتماد به نفس، ایجاد مرزهای مؤثر در حضور فرافکنی‌هایی است که به سمت شما پرتاب می‌شود. در سطحی عمیق‌تر، این عدم اعتماد به دیگران نشان دهنده ایگویین نابالغ است که انعطاف‌پذیری و تحمل ناامیدی را رشد نداده است. البته، اگر با مراقبانی غیرحمایت کننده و طرد کننده بزرگ شده‌اید، به راحتی می‌توان فهمید که چرا اعتماد برای شما مشکل است. اگر در کودکی احساسات شما را تأیید نمی‌کردند، چرا به کسی اعتماد کنید؟ وقتی این پایه را ندارید، انتظار دارید دیگران شما را ناامید کرده و به قول خود عمل نکنند. به هر حال اگر والدین و مراقبان - همان افرادی که قرار است ما را بدون قید و شرط دوست داشته باشند - به ما خیانت کردند، چرا دیگران به ما خیانت نکنند؟ خطری که در انتظار طرد شدن مداوم دارید این است که افکار ریشه‌دار و خودکار شما منجر به رفتارهایی شود که مطمئناً واکنش منفی دیگران را دریافت می‌کنند. آن وقت، وقتی تنها هستید، می‌توانید به سرزنش جامعه به خاطر بدبختی ادامه دهید و این همان چیزی است که هزینه‌های مشاوره من را در آن روز بالا برد. از آنجا که آن‌ها به توانایی‌های خود برای غلبه بر هیجانات دردناک اعتماد نداشتند، در همان حال باقی می‌ماندند. در حالی که آن‌ها تا حدودی به ادعاهای مبهم خود مبنی بر عدم نیاز به کسی اعتقاد داشتند، ناخواسته بدرفتاری بیشتری را از جانب دیگران به دلیل طرز فکر و رفتار سفت و سخت خود تجربه می‌کردند. بدتر از آن، برخی از این بچه‌ها فوق‌العاده باهوش و با استعداد بودند. شخصیت‌های ثابت و پنهان‌کاری بالای آن‌ها به دیگران نیز آسیب می‌رساند، چرا که هدایا و کمک‌های منحصر به فردشان نادیده گرفته می‌شد. ما برای ارتباط آماده شدیم؛ و وقتی از دیگران جدا می‌شویم، از مهم‌ترین رابطه خود یعنی رابطه با خودمان جدا می‌شویم.

 

نظرات کاربران
نظر خود را با ما درمیان بگذارید
برای ارسال نظر ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.